تمام فصل ها را می جویم از تو
به تابستان و شهریور
به حرف ها و خاطراتمان درآن شب های بلند بِنگر...
به پاییز و شکوه اول مهرش
بلندای شب آخر...
به یلدایش
زمستان و تمام فصل فصلش...
خاطری دارم زِ تلخ و شیرین از تو
به اعیادُ بهار و فروردینش
چه زیبا یادت است!
دیدار آخر...
اردیبهشت
با تو
دست در دستت نشستم در کنارت زیر باغ
چه سخت است بعد از آن، جدایی و فراغ...
پریشانحالی و هجرانِ دم آخر
به من حق ده ؛
کدامین روز را چشم باز کنم بی تو
تو که سنگین نشستی بر دلم
و من از درد این دوری همه روز...
با اشک هایم چشم م
برچسب:
نویسنده: آتنا طاهری
تاريخ: شنبه
23 اسفند
1399 ساعت: 18:44